|
ترانه های بی صدا آن سوی دلتنگیها خداییست که داشتنش پایان تمام دلتنگیهاست
| ||
|
یه روزی یه مرد تشنه رو به دریا میومد با یه مشک خالی از دور تک و تنها میومد موج میزد سینهی دریا تا که زلفاشو میدید ابرواش چقدر به اون چشمای زیبا میومد
ماه این مرتبه داشت از دل صحرا میومد
علمت بس که به اون قامت رعنا میومد گمونم دستای تو عرشو بنا کرده رو آب رو همون آبی که با دست تو بالا میومد چشمای اهل حرم بسته به دستای تو بود کاروانی به امید تو به اینجا میومد
که از اون دورا صدا نالهی زهرا میومد تا برادر رو صدا کردی کمی دیر رسید آخه با دستی به پشت و کمری تا میومد میشه دختر، پدرش بیاد ولی جا بخوره سکینه اینجوری شد بابا که تنها میومد
موضوعات مرتبط: سلام بر خاندان نیکی و پاکی ها برچسبها: سلام بر حضرت حق [ شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ ] [ 7:41 ] [ بنده ی خدا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||