|
ترانه های بی صدا آن سوی دلتنگیها خداییست که داشتنش پایان تمام دلتنگیهاست
| ||
|
باورم نمیشه سه ماه از سال 1402 گذشت...... نمیدونم چرا دلم میخواد زمان زودتر بگذره.............. یکم تغییر لازم دارم....تو هر چی ...حتی یه تغییر کوچیک مثل تغییر چیدمان منزل............ دیشب از ساعت 9 شب خوابیدم تا 8 صبح.....باورم نمیشد..... دلم شور میزنه....دلهره دارم چرااااااااااااااااااا نمیدونم......... چی فکر میکردم چجیشد..............بزنیم به بی خیالی بهتره....... هیچکس صادق نیست هیچکس مثل من نیست.......قربون دل خودم بشم باتمام ناخالصیش خدا بخیرکن کاش هیچ وقت کسی رو که دوسش داری ..باورت نسبت بهش عوض نشه.......گاهی فکر میکنم به هیچکس نمیشه اعتماد کرد حتی نزدیکترین فرد به ادم... حتی شریک زندگی آدم........ کاش اعتماد ایمان و باور همه ادما نسبت به عزیزشون هیچوقت از بین نره.....که وقتی از بین رفت ادم دیگه سایه خودشم باور نمیکنه.... چقدر قشنگه میگه فاضل نظری به هر دل بستنم عمری پریشانی بدهکارم / نباید دل به هر کس بست اما دوستت دارم تنهایی خیلی خوبه........ادم ارامش داره.......بالا و پاییین نداره........ دیشب خیلی دلم برات تنگ شده بود مامان....انقد دلم میخواست باشی تا سرمو بزارم رو پاهات گریه کنم.... یکم دیگه بنویسم هق هق گریم بلند میشه....بد میشه تو محل کار......... پایان دست و دلم به کار نمیره........زیر مقنعه هنذفری گذاشتم اروم میخونه..... اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه - قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه . دلی که میخواد بمونه تنی که باید بره . حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره . بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده . بی خیال قلبی که این همه تنها مونده . آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه . واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه . مثه تنهایی میمونه با تو همسفر شدن . توی شهر عاشقی بی خودی در به در شدن حال و روزمو ببین تا که نگی تنها رفت اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت خستم........کاش میشد رفت خونه مثل دیشب دوباره خوابید.... ساعت 6 و 30 دقیقه هست..............دلم بی قراره......برم خونه اسفند دود کنم صدقه بدم..خدایا ارومم کن [ دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:24 ] [ بنده ی خدا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||