|
ترانه های بی صدا آن سوی دلتنگیها خداییست که داشتنش پایان تمام دلتنگیهاست
| ||
|
بعد چند وقت ، نشستن پشت فرمون چقد مزه داد........تک و تنها توی جاده با اهنگ قمیشی.......میچسبه نیمه پنهان وجود من برای هیچکس رو نشده..حتی نزدیکام... صبوری و خنده و شوخی و قهر و اشتی ها هم حدی داشت بدون حرف بدون بحث ، در سکوت مطلق ارتباطمو با یه دوست قدیمی چند ساله قطع کردم و اصلا پشیمون نیستم.......ادمای منفعت طلب زندگیو باید شناخت.... رفیق های ناب زندگیو دریابیم. بعدا نوشت : همیشه برای رسیدن به هدف باید مانع باشه...تا ادم تلاش کنه مبارزه کنه و وقتی که به هدفش رسید مزه ی اون سختی ها زیر زبونش به شیرینی تبدیل بشه.. کار نشد نداره یا میشه یا بایدم بشه ******** خوابم میاد ...هنو وقت نکردم ویدیو اموزشی که گرفتمو ببینم...پس فردا کلاس داریم...حسش نیست.......نیم ساعت دیگه میرم خونه......... *********** به وقت 3.49 دقیقه روز جمعه حس کار نیست..کار حسابرسی طولانی شده.....غرق در افکار و ارزوهایم........دیشب با مریم کلی چت کردم چقد خندیدم....خوب بود..... یه بیت شعر.......سینه از اتش دل در غم جانانه بسوخت / اتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت. ..... جمع کنیم بریم خونه حسش نیست [ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:24 ] [ بنده ی خدا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||