|
ترانه های بی صدا آن سوی دلتنگیها خداییست که داشتنش پایان تمام دلتنگیهاست
| ||
|
خاموش تر از خاموش سکوتی پر از مبهم بی خیالی و مقصد و نهایتی نامعلوم و دوست داشتنی عمیق.... گله های از دل و فلسفه های از عقل گاه جنون و گاه رها از هر چه نا مفهوم..... واژه ها ره رها باید کرد.....عشق را باید بوسید...شب را به جان باید بخشید تا طلوع سحر. [ سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 8:47 ] [ بنده ی خدا ]
همه چی درست میشه خدای من بزرگه مهربونه خدایا خودت هر چی خیره هست برام اوکی کن [ سه شنبه دهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 18:11 ] [ بنده ی خدا ]
خونه امن چه سوت کوره خیلی وقته صدایی نیست خاموش [ یکشنبه دوم دی ۱۴۰۳ ] [ 11:54 ] [ بنده ی خدا ]
خدایا دوباره ارامش دلتنگی عشق بوی زندگی ،سکوت و تهی شدن را از اسمانت جاری کن. [ سه شنبه دهم مهر ۱۴۰۳ ] [ 17:5 ] [ بنده ی خدا ]
ادم خوب که بشینه فکر کنه میبینه تو زندگیش با همه تلخی هاش از بقه جلوتره و زندگی خودش قشنگ تره خدایا شکرت [ شنبه نهم تیر ۱۴۰۳ ] [ 18:19 ] [ بنده ی خدا ]
پیشرفت روزانه کوچک، در طولانی مدت منجر به نتایج خیره کننده خواهد شد.
االهم صل علی محمد و آل محمد موضوعات مرتبط: شناخت خدا، اخلاق و آثارش، جملات امید . تلاش . مثبت . ارام [ چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ ] [ 9:43 ] [ بنده ی خدا ]
یا رب تو چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار خدایا ببخش و بیامرز پناهم باش [ پنجشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 8:31 ] [ بنده ی خدا ]
ان سوی دلتنگی ها خدایست که داشتنش پایان تمان دلتنگی هاست.... چقد ازت دور شدم خدا........ [ سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 8:11 ] [ بنده ی خدا ]
باید رها کرد تا سبک شد [ شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 11:32 ] [ بنده ی خدا ]
یه سال از عمرم با تمام خوبی و خوشی هاش گذشت خنثی هستم...... یه درد عمیقی تو قلبمه........ نمیتونم مثل گذشته راحت بنویسم ...سختمه............. خدایا تو ببخش و بیامرز [ چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 8:16 ] [ بنده ی خدا ]
ب بسم الله رو بگم و دوباره نوشتن رو شروع کنم تا اروم بشم. امروز پنجشنبه ، پنجشنبه های دلتنگی برای عزیزی که نیست میخوام بنویسم اما ذهنم و دلم یاری نمیکنه......... [ پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 13:11 ] [ بنده ی خدا ]
کاش میشد خوابتو میدیدم مادر یه عالمه بغل میخوام یه عالمه عشق یه عالم بوس خسته از این تکرار تکرارها [ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 17:17 ] [ بنده ی خدا ]
بخیال روزا ها سریع شب میکنم.........شب را سریع صبح میکنم...... من از سردرگمی این روزا بیزارم... ساده بگم ، دلم یه بغل پر از ارامش میخواد ...یه حس که بوی امنیت بده... درست میشه توکل بخدا [ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ] [ 10:34 ] [ بنده ی خدا ]
خیلی دلم گرفته کاش شانه ای بود برای گریستن [ یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۲ ] [ 17:22 ] [ بنده ی خدا ]
خوابم میاد...کاش منم خواب زمستونی داشتم..حال و هوای پاییز هر چقدر هم که زیباست اما دلگیره [ یکشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 14:28 ] [ بنده ی خدا ]
کاش یه شونه بود سرمو میذاشتم روش ، تا صبح گریه میکردم...... [ دوشنبه ششم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 8:53 ] [ بنده ی خدا ]
در این سرای بی کسی ، کسی به در نمیزند..... به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند حوصله هیچ کاری ندارم...حتی حوصله خودم......سردرگم و بلاتکلیفم [ یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ ] [ 10:46 ] [ بنده ی خدا ]
یهو یادم افتادی ، یهو بغض کردم ، گریم گرفت........ امروز همش چهرت جلو چشامه مادر...... [ یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ ] [ 11:11 ] [ بنده ی خدا ]
بعد چند وقت ، نشستن پشت فرمون چقد مزه داد........تک و تنها توی جاده با اهنگ قمیشی.......میچسبه نیمه پنهان وجود من برای هیچکس رو نشده..حتی نزدیکام... صبوری و خنده و شوخی و قهر و اشتی ها هم حدی داشت بدون حرف بدون بحث ، در سکوت مطلق ارتباطمو با یه دوست قدیمی چند ساله قطع کردم و اصلا پشیمون نیستم.......ادمای منفعت طلب زندگیو باید شناخت.... رفیق های ناب زندگیو دریابیم. بعدا نوشت : همیشه برای رسیدن به هدف باید مانع باشه...تا ادم تلاش کنه مبارزه کنه و وقتی که به هدفش رسید مزه ی اون سختی ها زیر زبونش به شیرینی تبدیل بشه.. کار نشد نداره یا میشه یا بایدم بشه ******** خوابم میاد ...هنو وقت نکردم ویدیو اموزشی که گرفتمو ببینم...پس فردا کلاس داریم...حسش نیست.......نیم ساعت دیگه میرم خونه......... *********** به وقت 3.49 دقیقه روز جمعه حس کار نیست..کار حسابرسی طولانی شده.....غرق در افکار و ارزوهایم........دیشب با مریم کلی چت کردم چقد خندیدم....خوب بود..... یه بیت شعر.......سینه از اتش دل در غم جانانه بسوخت / اتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت. ..... جمع کنیم بریم خونه حسش نیست [ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:24 ] [ بنده ی خدا ]
دلم میخواد برم رو برج میلاد...داد بزنم بگم ر ی د ن به این شانس [ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 16:20 ] [ بنده ی خدا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||